+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:43 توسط عاشقت
|
مرا با رقّت اندوهگين تر آهوان دشت
مرا با وحدت آواره تر پروانگان باغ
اي محبوب !
اينک روي در رو بين .
منم ببري جدا از جفت
ميان بهت زرد جنگلي خاموش و پائيزي
خروش سر کشي هايم درون سينه مي ميرد
و سوز ناله هايم
- مطلع غربت -
درختان را از ايمان نباتيشان
به شنزار بيابان هاي غمگين باز مي گيرد .
الا اي آشنا با روح من
اي سرزمين بکر !
مرا با مهرباني هاي خود بنواز
و جانم را از اين تنهائي کامل رهائي ده .
تو در من چون نسيمي ساده ،
چون فصلي صميمي گيسو افشان باش
و ذرات تنم را زين سکوت
- اين انزواي تلخ -
اي جالب ترين گل بوته ي رنگين !
جدايي ده .
مرا در انقلاب چشم هايت
- بستر دريايي تکوين -
شفيق موج عرياني کرامت کن
ستوه انجمادم را
به آبي رنگ آفاقي دگر
اکنون خلاصي بخش
و در اين حزن مکتوم ،
اين شب غمناک
مرا با عصمت چشم وجيهت آشنايي ده ...
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید

بايد عاشق شد و خواند :
(( بايد انديشه کنان پنجره را بست و نشست ))
پشت ديوار کسي مي گذرد
مي خواند :
(( بايد عاشق شد و رفت
چه بيابانهايي در پيش است ! ))
رهگذر خسته به شب مي نگرد
مي گويد :
(( چه بيابانهايي ! بايد رفت
بايد از کوچه گريخت
پشت اين پنجره ها مرداني مي ميرند
و زناني ديگر
به حکايتها دل مي سپرند . ))
پشت ديوار کسي درياواري بيدار
به زنان مي نگريست :
(( چه زناني که در آرامش رود ،
باد را مي نوشند !
و براي تو - براي تو و باد -
آب هايي ديگر در گذرست . ))
بايد اين ساعت - انديشه کنان مي گويم -
رفت و از ساعت ديواري ، پرسيد و شنيد .
و شب و ساعت ديواري و ماه
به تو انديشه کنان مي گويند :
(( بايد عاشق شد و ماند
بايد اين پنجره را بست و نشست ! ))
پشت ديوار کسي مي گذرد ،
مي خواند :
(( بايد عاشق شد و رفت
بادها در گذرند . ))
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:41 توسط عاشقت
|